تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic

زندگي من، مجموعاً، عبارت است از چندين برنامه‌ي پنج ساله. هميشه كاري را شروع مي‌كرده‌ام و به اوج مي‌رسانده‌ام و آخر پنج سال درهم مي‌ريخته؛ هر بار از سر:
از اول نوجوان تا 28 مرداد 32 و سقوط دكتر مصدق و آغاز ديكتاتوري، پنج سال.
از اين دوره تا تشكيل نهضت مقاومت ملي مخفي، كه از 1337 به هم خورد و دستگير شديم، پنج سال.
از 38 تا 43، در اروپا پنج سال.
از 43 تا 48، دوره‌ي خاص آوارگي و زندان و مقدمه‌چيني و زمينه‌سازي دانشكده، پنج سال.
دوره‌ي كنفرانس‌هاي دانشگاه‌ها و ارشاد، پنج سال، تا 51.
پس از آن، زندان و خانه‌نشيني و خفقان پنج سال. (با مخطاب‌هاي آشنا، مجموعه‌ي آثار 1، ص 262)

روحش شاد و راهش پررهرو باد

* منبع: http://www.drshariati.org
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 10:41 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

موجها خوابیده اند ، آرام و رام
طبل توفان از نو افتاده است
چشمه های شعله ور خشکیده اند
 آبها از آسیا افتاده است
در مزار آباد شهر بی تپش
 وای جغدی هم نمی اید به گوش
 دردمندان بی خروش و بی فغان
خشمنکان بی فغان و بی خروش
 آهها در سینه ها گم کرده راه
مرغکان سرشان به زیر بالها
 در سکوت جاودان مدفون شده ست
 هر چه غوغا بود و قیل و قال ها
 آبها از آسیا افتاد هاست
 دارها برچیده خونها شسته اند
 جای رنج و خشم و عصیان بوته ها
 پشکبنهای پلیدی رسته اند
 مشتهای آسمانکوب قوی
 وا شده ست و گونه گون رسوا شده ست
 یا نهان سیلی زنان یا آشکار
 کاسه ی پست گداییها شده ست
خانه خالی بود و خوان بی آب و نان
 و آنچه بود ، آش دهن سوزی نبود
 این شب است ، آری ، شبی بس هولنک
لیک پشت تپه هم روزی نبود
 باز ما ماندیم و شهر بی تپش
 و آنچه کفتار است و گرگ و روبه ست
گاه می گویم فغانی بر کشم
باز می بیتم صدایم کوته ست
باز می بینم که پشت میله ها
 مادرم استاده ، با چشمان تر
ناله اش گم گشته در فریادها
 گویدم گویی که : من لالم ، تو کر
 آخر انگشتی کند چون خامه ای
دست دیگر را بسان نامه ای
 گویدم بنویس و راحت شو به رمز
تو عجب دیوانه و خودکامه ای
مکن سری بالا زنم ، چون مکیان
ازپس نوشیدن هر جرعه آب
مادرم جنباند از افسوس سر
 هر چه از آن گوید ، این بیند جواب
گوید آخر ... پیرهاتان نیز ... هم
گویمش اما جوانان مانده اند
گویدم اینها دروغند و فریب
 گویم آنها بس به گوشم خوانده اند
گوید اما خواهرت ، طفلت ، زنت... ؟
من نهم دندان غفلت بر جگر
 چشم هم اینجا دم از کوری زند
گوش کز حرف نخستین بود کر
گاه رفتن گویدم نومیدوار
و آخرین حرفش که : این جهل است و لج
قلعه ها شد فتح ، سقف آمد فرود
و آخرین حرفم ستون است و فرج
 می شود چشمش پر از اشک و به خویش
می دهد امید دیدار مرا
 من به اشکش خیره از این سوی و باز
 دزد مسکین برده سیگار مرا
آبها از آسیا افتاده ، لیک
 باز ما ماندیم و خوان این و آن
 میهمان باده و افیون و بنگ
از عطای دشمنان و دوستان
 آبها از آسیا افتاده ، لیک
 باز ما ماندیم و عدل ایزدی
و آنچه گویی گویدم هر شب زنم
باز هم مست و تهی دست آمدی ؟
آن که در خونش طلا بود و شرف
 شانه ای بالا تکاند و جام زد
چتر پولادین ناپیدا به دست
 رو به ساحلهای دیگر گام زد
در شگفت از این غبار بی سوار
 خشمگین ، ما ناشریفان مانده ایم
 آبها از آسیا افتاده ، لیک
باز ما با موج و توفان مانده ایم
 هر که آمد بار خود را بست و رفت
 ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب
 زآن چه حاصل ، جز با دروغ و جز دروغ ؟
زین چه حاصل ، جز فریب و جز فریب ؟
باز می گویند : فردای دگر
 صبر کن تا دیگری پیدا شود
 کاوه ای پیدا نخواهد شد ، امید
کاشکی اسکندری پیدا شود

شادروان مهدی اخوان ثالث


* منبع سايت: http://www.avayeazad.com
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 6:48 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

بيش از يك سال بعد از افتتاح سد سيوند و در حالي كه مسئولان دولتي هر نوع تاثير منفي احداث و آبگيري سد بر آثار باستاني منطقه پاسارگاد به ويژه آرامگاه كوروش را تكذيب مي‌كنند ، مسئولان محلي از وجود رطوبت بي‌سابقه در منطقه تنگه بلاغي و اطراف آرامگاه كوروش خبر مي‌دهند. در همين زمينه شهردار پاسارگاد گفت: افزايش ‌رطوبت در اطراف آرامگاه كوروش و پاسارگاد تا حدي است كه هيچ يك از ساكنان اين منطقه تاكنون چنين ‌افزايش رطوبتي را به خاطر نمي آورند و بوي نم و رطوبت شديد از سوي تنگه بلاغي به سوي دشت روان ‌است.‌‌ ‌‌"خسروي" با اعلام اين مطلب گـفـت: "عـصـر‌ها بوي نم و رطـوبـت بـسـيار ‌زياديدر اطراف آرامگاه كوروش و روستاهاي اطراف آن به مشام مي رسد كه تاكنون بي سابقه بوده ‌است."‌‌ ‌وي در ادامه گفت: "پاسارگاد همواره به داشتن آب و هوايي پاكيزه و دل انگيز شهرت داشته است، اين ‌درحالي است كه اكنون به خاطر رطوبت بيش از اندازه، هواي پاسارگاد به شدت شرجي شده اسـت."‌‌شـهـردار پـاسـارگاد همچنين گفت: "در بخش جنوب غربي آرامگاه كه ورودي آرامگاه محسوب مي شود، ‌آب هاي زير زميني بالا زده و سنگ هاي اين بخش نيز رگه رگه شده است."‌‌ ‌به گفته وي، ميزان نم و رطوبت اطراف آرامگاه و روستاهاي مجاور از زماني بالا رفته كه ‌سد سيوند تا اندازه قابل توجهي آبگيري كـرده اسـت.‌‌ ‌همچنين خسروي بيان كرد، گزارش هاي دستگاه رطوبت سنج نزديك به آرامگاه كوروش از ميزان زياد رطوبت خبر مي دهند.‌‌ گفتني است، سد سيوند اوايل ســالگــذشـتـه و بـا حـضـور مـعاون آب وزارت نيرو و وزير تعاون آبگيري شد، اين درحالي است ‌كه بارها كارشناسان در خصوص آسيب رطوبت نـاشـي از درياچه سد روي آرامگاه كوروش متذكر شده بوند.

* منبع سايت www.noandish.com
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 6:37 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

السلام علیک یا فاطمه الزهرا علیها السلام



+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 0:20 قبل از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

درآمد
چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم
چها که می بینم و باور ندارم
چها ،‌چها ، چها ، که می بینم و باور ندارم

مویه
حذر نجویم از هر چه مرا برسر اید
گو در اید ، در اید
که بگذر ندارد و من هم که بگذر ندارم

برگشت به فرود
اگرچه باور ندارم که یاور ندارم
چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم

مخالف
سپیده سر زد و من خوابم نبرده باز
نه خوابم که سیر ستاره و مهتابم نبرده باز
چه آرزوها که داشتیم و دگر نداریم
خبر نداریم
خوشا کزین بستر دیگر ، سر بر نداریم

برگشت
در این غم ، چون شمع ماتم
عجب که از گریه آبم نبرده باز
چها چها چها که می بینم و باور ندارم
چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم

شادروان مهدی اخوان ثالث



منبع:
http://www.avayeazad.com/mehdi_akhavan_sales/akhare_shahname/19.htm

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

A worldwide survey was conducted by the UN. The only question asked was
'Would you please give your honest opinion about solutions to the food shortage in the rest of the world?'

The survey was a huge failure, In Africa they didn't know what 'food'
meant, In India they didn't know what 'honest' meant, In Europe they didn't know what 'shortage' meant, In China they didn't know what 'opinion' meant, In the Middle East they didn't know what 'solution' meant, In South America they didn't know what 'please' meant, And in the USA they didn't know what 'the rest of the world' meant
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 11:59 قبل از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

به لطف کارگزاران عهد ظلمت و دود
که از عنایت شان می رسد به گردون آه
کبوتران سپید
بدل شوند پیاپی به زاغهای سیاه

شادروان فريدون مشيری




برگرفته از:

http://www.avayeazad.com/fereidoon_moshiri/lahzeha_va_ehsas/10.htm
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 5:34 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

ای کاش لااقل روز زمین پاک کوره ها را روشن نمی کردند! ما انسانها هم موجودات عجيبی هستيم نه؟!
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 5:23 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

به نام پروردگار شادی ها

سایت گوگل  در نسخه جدید برنامه google earth از نام مجهول خلیج عربی به جای خلیج همیشگی فارس استفاده کرده برای اعتراض به این اقدام در سایت ذیل امکان امضای طومار  فراهم آمده است در صورت تمایل مراجعه وامضا نمایید:

http://www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html

كافي است پس وارد شدن به پيوند بالا و بعد از درج نام و ايميل روي گزينه
 Preview Your Signature

کلیک نمایید. با سپاس گروه نویسندگان.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 7:56 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

اهورامزدا :

           "هرکه نوروز جشن کند و به خرمی پیوندد تا نوروز دیگر عمر در شادی و خرمی گذارد "

  

 

هر روزتان نوروز      نوروزتان پیروز

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 0:17 قبل از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای  است كه روايت های تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است  نوروز جشن شروع  فروردين يا  « فرودگان »  است كه ياد آور  اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب ، ارواح پاك مردگان ، برای ديدار وضع  زندگي و  احوال  بازماندگان  به  زمين فرود  مي آيند و در خانه و آشيانه خويش  سرگرم تماشا وسركشي  مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و  ساكنان آن  راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمي گردند. اما درغير اينصورت ، آنان غمگين وناراحت به منزلگاه خويش باز مي گردند وتا سال آينده به انتظار مي نشينند .
درباره  پيدايش  نوروز در روايتي ديگر  چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت  آن متحير شدند. پس  جمشيد  دستور داد تا از  ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هديه دادند . از اين رو ، آن را نوروز ناميدند . 
 همچنين روايت شده كه اهريمن ، بلای خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد . اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد . آنگاه خشكسالي،  قحطي ونكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت وی درختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند . پس مرد م اين روز را « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و مباركي در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه  نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است . در خيام نامه آمده است :
چون از اميري جمشيد 421 سال گذشت ، جهان  از او يكسره  راست  همي آمد .ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه های بسيار ساختند و سيم  و زر  از معادن بر آوردند  و ديبای  ابريشمي  بافتند كه آن  روز ،  روز  اول « حمل » بود . پس جشني  بر پا ساخته و  نوروزش  نام  نهاد   تا  هر  سال  چو فروردين  آيد ، آن روز را جشن گيرند . در ميان اقوام آريايي كه وارد ايران شدند ، جشن سال نو در اصل به دو شكل زير بوده است : 
 آرياييها در روزگاران باستاني دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما شامل دو ماه و فصل گرما شامل ده ماه مي شد .  ولي پس از مدتي ،  تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد . در هر يك از اين دو فصل جشني برگزار مي كردند كه هر دو اين جشنها را آغاز سال نو تلقي مي كردند . در جشن  اول كه به هنگام  آغاز فصل گرما  يعني به هنگامي كه گله ها را  از آغل به چمنهاي سبز و خرم مي كشانيدند و از ديدن چهره گرمابخش خورشيد شاد مي شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز مي شد . در اين ايام گله را به آغل باز مي گرداندند و با توشه هاي اندوخته از آنها نگهداري مي كردند . بر اساس شواهد و قرا ئن ، جشن نوروز حتي به هنگام تدوين بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا مي شده و شايد به نحوی كه اكنون بر ما معلوم نيست آن را در برج مزبور ثابت نگاه مي داشتند .
عيد نوروز شش روز متوالي دوام  داشت و در اين روزها ،  سلاطين بار عام مي دادند و نجبای  بزرگ و  اعضای خاندان  خود را به  ترتيب  مي پذيرفتند و به حاضران  عيدی مي دادند . در روز اول سال مردم زود از خواب برمي خواستند ،  به كنار نهرها و قناتها و خود را مي شستند و به يكديگر آب مي پاشيدند و شيريني تعارف مي كردند . صبح قبل از آنكه كلامي  گويند ، شكر يا عسل مي خورند و برای حفظ بدن از نا خوشي ها و بدبختي ها روغن به تن مي ماليدند.
اما  نوروز ،  پس از مرگ جمشيد  نيز به حيات خود  ادامه  داد .  در معنا  ، نوروز ، از   هجمه ها و حمله هاي يونانيان ، اعراب ، تركها ومغول ها جان به در برد . و نوروز ثابت كرد كه مهم ترين  جشن  فرهنگي  ميليون ها  ايراني است كه در درون ايران  زندگي مي كنند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 1:31 قبل از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

عشق فرصتی برای پرواز کردن، به هوا پریدن و زمین خوردن به آدم می دهد و این عالیست!...

شل سیلور استاین
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 10:52 قبل از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

... آنکس که بداند و بداند که بداند        اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آنکس که نداند و بداند که نداند            لنگان خرک خویش به مقصد برساند

آنکس که بداند و نداند که بداند           بیدارش نمایید که در خواب نماند!

آنکس که نداند و نداند که نداند           در جهل مرکب ابدالدهر بماند!!!!

 

 بیندیشیم که مصداق کدامین شعر حکیم هستیم!؟

... زنده یاد حکیم عمر خیام

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 5:38 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

خبر زیر درسته خیلی بروز نیست! اما به نظر ما همین خبر هم دوستداران و هواداران استاد آواز ایران را شاد خواهد کرد.

(( قدردانی استاد شجریان*

استاد محمدرضا شجریان در سلامت کامل هستند و سپاسگزار همه کسانی که جویای حالشان شده‌اند.

روابط عمومی شرکت فرهنگی و هنری دل آواز اعلام کرد استاد شجریان که به علت ناراحتی ریوی یکشنبه 21 بهمن در بیمارستان کسری در تهران بستری شده بودند؛ پس از انجام معالجات پزشکی به بخش منتقل شده و در حال حاضر، حال عمومی ایشان  خوب و در سلامت کامل هستند و بزودی نیز از بیمارستان مرخص خواهند شد.

استاد شجریان امروز صبح نیز از همه کسانی‌که به صورت حضوری و تلفنی جویای حالشان شدند، سپاسگزاری کردند.

روابط عمومی دل آواز همچنین اعلام کرد استاد بزودی برنامه آتی کنسرت‌هایشان را هم به اطلاع علاقه‌مندان خواهند رساند، 22 بهمن 1386)).

* سایت دل آواز

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 6:52 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

مي خواستم زندگي کنم، راهم را بستند

ستايش کردم، گفتند خرافات است

عاشق شدم، گفتند دروغ است

گريستم، گفتند بهانه است

خنديدم، گفتند ديوانه است

دنيا را نگه داريد، مي خواهم پياده شوم

                                                                                           ( دکتر علي شريعتي )

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 9:1 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

 

 

 

ای که همه هستی برای توست،

                         

  تو خود برای که هستی؟ چگونه هستی و نمی پرستی؟

 

 

 

 

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 8:45 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

من نمی دانم

و همین درد مرا سخت می آزارد

در تکاپویش، چیزی از معجزه آن سوتر،

ره نبردست به اعجاز محبت،

چه دلیلی دارد؟

چه دلیلی دارد، که هنوز،

مهربانی را نشناخته است؟

و نمی داند در یک لبخند،

چه شگفتی هایی پنهان است!

من برانم که در این دنیا

خوب بودن، به خدا، سهل ترین کار است

و نمی دانم، که چرا انسان، تا این حد

با خوبی بیگانه ست

و همین درد مرا سخت می آزارد

 

زنده یاد فریدون مشیری - ۱۳۴۷

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 6:16 قبل از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

با خبر شدیم (به نقل از سایت تابناک) استاد شجریان بعلت مشکلات ریوی در بیمارستان کسری تحت عمل جراحی قرار گرفته است، آرزومندیم هرچه زودتر بهبودی و سلامتی به ایشان بازگردد.

گروه نویسندگان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 8:57 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

امروز به لطف یکی از نویسندگان قالب جدید وبلاگ را طراحی کردیم، ممنون می شویم نظر خود را در این باره بفرمایید.

با سپاس نویسندگان وبلاگ

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 6:55 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

 

 

برنده همیشه بخشی از راه حل است

بازنده همیشه بخشی از مشکل است

برنده همیشه برنامه ای دارد

بازنده همیشه بهانه ای دارد

برنده برای هر مشکلی راه حلی میبیند

بازنده برای هر راه حلی مشکلی میبیند

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 11:11 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

 

... آن شب نیز ماه با تلالو پرشکوهش از راه رسید و گلهای الماس شکفتند و قندیل زیبای پروین سر زد و آن جاده روشن و خیال انگیزی که گویی یک راست به ابدیت می پیوندد: (( شاهراه علی))، (( راه کعبه))! که بعدها دبیرانم خندیدند که: نه جانم، (( کهکشان))! و حال می فهمم که چه اسم زشتی! کهکشان یعنی از آنجا کاه می کشیده اند و اینها هم کاههایی است که بر راه ریخته است! شگفتا که نگاه های لوکس مردم آسفالت نشین شهر، آنرا کهکشان می بیند و دهاتی های کاهکش کویر، شاهراه علی، راه کعبه! راهی که علی از آن به کعبه می رود! ...

 

شب کویر - زنده یاد دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 8:19 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

تری می گويد : از کودکی با خود عهد کرده بودم که اگر قرار است در اين دنيا زندگی کنم، بايد ثابت کنم که شايستگی زندگی را داشته ام

Terry fox در شهر Winnipeg در ايالت Manitoba بدنيا آمد و در جامعه ای در بندر Coquitlam نزديک ونکوور در سواحل غربی کانادا بزرگ شد. او نوجوان فعالی بود که در بسياری از رشته های ورزشی (بويژه دو ميدانی) شرکت داشت. Terry هجده ساله بود وقتی که وجود سرطان استخوان ( Osteogenic sarcoma) در وی اثبات شد، چندی بعد در سال 1977 پزشکان مجبور شدند پای راست او را از ناحيه 15 سانتيمتری ( 6inch) بالای زانو قطع کنند.

هنگامی که Terry در بيمارستان بود، از ديدن بيماران سرطانی خيلی رنج می برد بويژه وقتی می ديد اکثر آنها نوجوان هستند اين امر باعث شد او تصميم بگيرد تا عرض کشور کانادا را برای جمع آوری پول جهت کمک به تحقيقات در زمينه بيماری سرطان بدود. او سفرش را "ماراتن اميد" ناميد.     

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 2:51 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

 

به جهان چشم گشودن در دست ما نیست

و از آن چشم بستن هم در دست ما نیست

ولی به جهان با چشم باز نگریستن چرا

 زرتشت

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 4:36 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

 

 

سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد تندیسی زیبا نخواهد شد.

از زخم تیشه خسته نشو که وجودت شایسته تندیس است.

 

                                                                   اهورا مزدا

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 6:11 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

خداوندا تقدیرم را زیبا بنویس!

کمک کن آنچه تو زود می خواهی من دیر نخواهم و آنچه تو دیر می خواهی من زود نخواهم.

 

زنده یاد دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 3:47 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

 

خداوندا، به من شهامتی عطا فرما تا آنچه را که نمی توانم تغییر دهم، بپذیرم.

توانی عطا فرما تا آنچه را که می توانم، تغییر دهم و خردی که تفاوت بین این دو را درک نمایم.

 

زنده یاد دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 3:1 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  |